اولین احساس آدم در مالزی بودن در یک کشور ایده الیستی اسلامی آزاد است و مجموع اسلام و آزادی را با هم می توان در آن دید. خونگرمی، مهربانی و احترام به دیگران بقیه مواردی است که در برخورد با مردم اینجا می توان دید و در ضمن مثل اروپا دید منفی نسبت به ایرانی ها ندارند.
تکیه کلامشان هم " لا" است که ما هر جا می رویم ادایشان را در می آوریم و بهشان می گوییم: اوکی لا ، یس لا، نو لا و آنها هم هر هر می خندند به جای ناراحت شدن؛ یکبار یک فروشنده ای که کلی ادایش را در آوردم آخر سر بهم گفت: بای بای لا.
نزدیک ویلای ما یک کلاب هاوس است که ما بعداز ظهر ها می آیم اینجا و الان هم من همانجا هستم یک ویتر مالایی اینجا است که هر وقت من می آیم برای من آب معدنی سرد می آورد بعضی مواقع چند بار و رایگان و برای بقیه بچه ها نمی آورد. تو گرمای اینجا هم آب معدنی حکم آب حیات را دارد و بچه ها کلی به من می گویند بیا با هم بریم که به خاطر تو به ما هم بده و این موضوع کلی سوژه خنده است اینجا.
پی نوشت ۱: الان اینجا رگبار شدیدی گرفته که باید برایش نماز وحشت خواند ولی اینترنت وایرلس قطع نشده و من دارم باهاش کار می کنم و اینها سرویس دهی به مردمی است که تا دو دهه قبل بالای درخت نارگیل و موز بودند.