تبليغاتX
وب نوشته های مریم ابراهیمی - خدمت جناب ناصرالدین شاه عارضم که:
یادداشت ها و نظرات
یکی از دوستان با عنوان ناصرالدین شاه برای من نظر گذاشته که چرا به روز نمی کنم از تمدن غرب: الان که دارم به روز می کنم مالزی هستم و قرار شده اینجا سه ماه زبان بخوانم در نتیجه الان می توانم راجع به تمدن شرق حرف بزنم البته اگر کشوری مثل مالزی تمدن با سابقه ای داشته باشد که ندارد.

 اولین احساس آدم در مالزی بودن در یک کشور ایده الیستی اسلامی آزاد است و مجموع اسلام و آزادی را با هم می توان در آن دید. خونگرمی، مهربانی و احترام به دیگران بقیه مواردی است که در برخورد با مردم اینجا می توان دید و در ضمن مثل اروپا دید منفی نسبت به ایرانی ها ندارند.

تکیه کلامشان هم " لا" است که ما هر جا می رویم ادایشان را در می آوریم و بهشان می گوییم: اوکی لا ، یس لا، نو لا و آنها هم هر هر می خندند به جای ناراحت شدن؛ یکبار یک فروشنده ای که کلی ادایش را در آوردم آخر سر بهم گفت: بای بای لا.

 نزدیک ویلای ما یک کلاب هاوس است که ما بعداز ظهر ها می آیم اینجا و الان هم من همانجا هستم یک ویتر مالایی اینجا است که هر وقت من می آیم برای من آب معدنی سرد می آورد بعضی مواقع چند بار و رایگان و برای بقیه بچه ها نمی آورد. تو گرمای اینجا هم آب معدنی حکم آب حیات را دارد و بچه ها کلی به من می گویند بیا با هم بریم که به خاطر تو به ما هم بده و این موضوع کلی سوژه خنده است اینجا.

پی نوشت ۱: الان اینجا رگبار شدیدی گرفته که باید برایش نماز وحشت خواند ولی اینترنت وایرلس قطع نشده و من دارم باهاش کار می کنم و اینها سرویس دهی به مردمی است که تا دو دهه قبل بالای درخت نارگیل و موز بودند.

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 14:30 توسط مریم ابراهیمی |