تبليغاتX
وب نوشته های مریم ابراهیمی - قافیه به تنگ آمده شاعر از محدودیت غذایی در مالزی
یادداشت ها و نظرات
تقریبا اولین چیزی که بعد از قصد سفر به مالزی از زبان همه می شنوی چرب و شیرین بودن اکثر قریب به اتفاق همه غذاهاست و واقعیت وحشتناکی است.

برای آدمی مثل من که عاشق ترشی است و هرگز غذاهای شیرین نمی خورده و هنوز هم علی رقم پی گیری های متعدد نتوانسته هیچ نوع ترشی اعم از آب لیمو، سرکه، آب غوره و ... پیدا کند، مصیبت عظمایی است.

هر آدم مالایی را هم که می بینم و از من سوال می کند مالزی را دوست داری یا نه؟ عرض می کنم که چرا غذاهایتان همه چرب و شیرین است ولی راه به جایی نمی برم.

لیمو ترش تنها پدیده یافت شده طی این مدت است که از وجودش متشکرم.

اما دیروز اتفاقی افتاد که خیلی خوشحالم کرد و خانواده ام با پست برایم زعفران ساییده شده ای که  فرستاده بودند به دستم رسید تا بخشی از مشکلات غذایی من این جا حل شود.

درست است که تغییر آب و هوا تغییر غذایی ایجاد می کند ولی نه تا این اندازه که ما بتوانیم غذای مالایی ها را بخوریم.

از همه وحشتناک تر این که ما اینجا باید همه مواد غذایی را از اول تست کنیم با این فرض که از بین همه آنها چیز قابل خوردنی پیدا کنیم این تلاشهای ناموفق مصداق واقعی پول دور ریختن است و در سطل زباله ما تقریبا هر شب مواد" ترای" شده ناموفق وجود دارد.

بعضی مواقع با بچه ها قرار می گذاریم مثلا هر کدام یکی از انواع پنیر را بخریم تا بفهمیم کدام با ذائقه ما سازگار است، مصداق واقعی شکم گرسنه هستم من اینجا، مسلمانان فریاد.

پی نوشت۱: خدمت دوستان عرض کنم که اینجا حتی" مک دونالد" و" کی اف سی" هم مزه رایج در سایر کشورها را نمی دهد و طعم همان ادویه های حال به همزن مالایی را می دهد، بارها امتحان کرده ایم ما.

پی نوشت۲: جایی که کالج ما هست خارج از شهر کوالا لامپور است در فاصله ۲۰ دقیقه ای و از رستوران های ایرانی فاصله داریم و رستوران های ایرانی اینجا هم طعم درست و حسابی ندارد و قدیمی ها توصیه می کنند، غذای ایرانی را فعلا فراموش کنید؛ برای ادامه زندگی در اینجا.

پی نوشت۳: دیروز رفتیم یک فروشگاه جدید کشف کردیم و آنقدر ازش خرید کردیم که همه با تعجب به ما نگاه می کردند که انگار اینها از قحطی فرار کردند و الان حس بهتری دارم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 18:44 توسط مریم ابراهیمی |