این یعنی این که فضا کاملا ایرانی شده است و با غذاهای اینجا کنار آمده ایم.

اما نکته قابل تامل این که ما یک میهمان مالایی، چینی تبار داشتیم که این غذاها را برای معرفی فرهنگ خودمان برایش پخته بودیم.
وسط خوردن غذا بودیم که دوست ایرانی من شروع کرد به توضیح دادن درباره نحوه درست کردن غذا و گفت توی قیمه گوشت گاو ریخته است، یک دفعه انگار که برق سه فاز به طرف وصل کرده باشند، هی می پرسید کجاست گوشت گاو؟
دوست من هم فکر می کرد طرف نمی تواند گوشت ها را پیدا کند، با چنگال گوشت ها را به او نشان می داد.
حالا نگو طرف بودایی، سبزی خوار بود که تازه ما موجود مقدسشان یعنی گاو را پخته بودیم وداشتیم به خوردش می دادیم.
بعدش کلی اظهار تاسف کردیم و البته خندیدیم.